loading...

????? ????

بازدید : 17
سه شنبه 29 مهر 1404 زمان : 15:47


کسانی که میخوان شغل تازه استارت کنن
درحال حاضر تا اینجا درخصوص بشر‌هایی سخن زدیم که یه تخصص یا این که مسیر کاری داشتن اما وسوسه شدن مسیرشون رو تغییر تحول تن. ولی یه سبک دیگه هم است، که اتفاقاً وضعیتش از دسته اولیه خیلی بدتره. کسایی که هنوز هیچ کاری استارت نکردن. کسایی که شاید ۴ یا این که ۵ ساله صرفا دارن اندیشه می‌کنن، تنها دارن پژوهش می‌کنن، صرفا دارن ویدئو می‌بینن، عصر تصویب‌اسم می‌کنن، پیج انگیزشی دنبال می‌کنن، البته هنوز یه گام حقیقی و واقعی برنداشتن. هنوز نمی‌دونن دقیقاً قراره چیکار کنن. هیچ استارتی نزدن. هیچ‌چیز رو حتی تا نیمه طراحی سایت در مشهد هم پیش نبردن.

اینجانب بارها دیدم انسان‌هایی رو که می‌گن از ۱۸ سالگی دارن دنبال این می‌گردن که «چی فعالیت کنم فئودال حس؟» الان ۲۳ سالشه، یا این که ۲۵ سالشه. اما هنوز داره همون پرسش رو می‌پرسه! یعنی ۵ تا از مهمترین سال‌های زندگیش قبل، فارغ از اینکه حتی یه پروژه کوچیک رو شروع بزنه، یه مسیر رو دورازشوخی پیگیری کنه.

تو این ۵ سال می‌تونست بارها و بارها ناکامی بخوره، بارها تغییر تحول مسیر بده، البته دست‌کم یه چیزایی خاطر بگیره، چندتا مهارت گردآوری کنه، یه شناختی از خودش پیدا کنه. اما زیرا هی تنها معطل اون “ایده طلایی” بوده، اون “کار خاص”، یا این که اون “مجال رویایی”، عملاً هیچ‌چیزی به دست نیاورده.

ببین، تعیین مسیر خطا قابل اصلاحه. عوض کردن مسیر قابل جبرانه. حتی ناکامی هم قابل بازسازیه. اما وقت تلف‌گردیده، قابل جبران وجود ندارد. شما زمانی ۵ سال صرفا در درحال حاضر تفکر کردن بودی و کاری نکردی، هیچ‌چیز تو زندگیت جنبش نکرده. و این ترسناک‌ترین شرایط ممکنه. زیرا داری سال‌های طلایی‌ت رو صرف در انتظار بودن میکنی. در انتظار اینکه یه‌روزی یهو تمامی‌چی پر‌نور شه، یهو بفهمی قراره چیکار کنی. در شرایطی که که اینطوری وجود ندارد. جوابا توی تکان کردنه، توی تجربیات کردنه، خیر توی نشستن و پندار کردن و در انتظار موندن.

و این دقیقاً اون نقطه‌ایه که بایستی دور از شوخی بشینی با خودت درنگ کنی که حقیقتاً هنوز بایستی شکیبایی کنم؟ یا این که وقتشه یه کاری (هر کاری) رو از یه جایی آغاز بزنم؟ زیرا حتی اگه نادرست بری، دست کم در مسیر تجربیات می کنی، خاطر می گیری، میفهمی چی برات خوبه و چی خیر. البته اگه هیچ کاری نکنی، صرفا حسرت می‌مونه. حال بریم سراغ ادامه‌ی گفت و گو، زیرا این قضیه جدید داره داغ می‌شه.

سفارش اینجانب چیه؟
در شرایطی که جزو اون گروه‌ای هستی که هنوز نمی‌دونه مسیر شغلیش چیه، یااینکه با خودش می‌گه «اینجانب به چه کاری عشق دارم؟ تو چی می‌تونم پیروز بشم؟» و این سؤال‌ها زمان‌هاست ذهنت رو سرگرم کرده، اینجانب یه سفارش خیلی عملی و معمولی برات دارم.

به‌به جای این که این سؤال‌ها رو هی تو ذهنت بچرخونی و آخرش هم هیچ جوابی پیدا نکنی، بیا یه توشه برای مدام بهش زمان تجربیات بده. خیر با رویاپردازی، خیر با استینافِ بی‌نقطه پايان، بلکه با آزمایش حقیقی. اولیه از کلیه، چهار تا پنج عدد حوزه کاری گوناگون رو تعیین کن. حیطههایی که بهشون عشق داری یا این که حتی صرفا مقداری کنجکاوی نسبت بهشون داری. ما یحتاج وجود ندارد قطعاً توشون تخصص داشته باشی. اساسی اینه که شم کنی شاید قیمت آزمون کردن رو دارن. به عنوان مثالً:

اپلیکیشن‌نویسی
پیاده سازی گرافیک
ترید و بازارهای مالی
ساخت‌و‌ساز محتوا
فروش آنلاین یا این که رئیس پیج
یا این که حتی شغل های فنی‌خیس مثل تعمیرات، عکاسی، پیاده سازی صنعتی و…
فرقی نمی‌کنه چی باشه، صرفا ترجیح اینجانب اینه که آنلاین باشه، خیر تنهاً آفلاین؛ زیرا تو این عصر‌ زمونه، فعالیت‌های آنلاین هم امنیت بیشتری دارن هم مقیاس‌پذیرترن. سپس بیا برای خودت یه نرم‌افزار‌ی ۶ ماهه بچین. بگو: «اینجانب توی این ۶ ماه، هر ماه رو به یک کدام از این منطقهها تخصیص می‌دم. هر ماه صرفا با دقت روی یک مسیر.»

حال تو اون یک ماه بایستی چی عمل کنی؟ بایستی واردش بشی. خیر تنها با خوندن و دیدن ویدئو، بلکه با فعالیت. برای مثالً اگه انتخابت پیاده سازی گرافیکه، یه برنامه رو تعیین کن، فراگیری ببین، باهاش شغل کن و حتی یه پروژه‌ی کوچیک (حتی ساختگی) اعمال بده. اگه تریده، یه اکانت دمو گشوده کن، آزمایش کن، نمودار ببین، بازار رو احساس کن. اگه نرم‌افزار‌نویسیه، یه لهجه رو تعیین کن و استارت کن به کدنویسی و ساختن چیزای معمولی. خلاصه صرفا نگاه مکن، انجامش بده.

در کنارش، مطلقاً وارد جامعه‌ای شو که انسان‌های اون حوزه توش فعالن. برو تو دسته‌های تلگرامی یا این که دیسکوردی، تو فروم‌ها، یا این که تو پیج‌های مرتبط شغل کن. ببین انسان‌هایی که حقیقتاً دارن اون کارو اجرا می‌دن، ازش راضی‌ان؟ درآمد دارن؟ معضل‌هاشون چیه؟ آیا تو اون محیط احساس نیکی داری؟ دوست داری مکان اون‌ها باشی؟

در طی این ۶ ماه، تو در واقع داری ۵ یا این که ۶ مسیر شغلی رو به صورت حقیقی وواقعی تجارب میکنی، خیر صرفا تصورشون. و خیلی زود، بعداز این مقطع‌ی شش‌ماهه، خیلی روشن‌خیس میفهمی که به کدوم مسیر عشق داری، تو کدوم یک کدام از شانس رویش و پول‌سازی بیشتری داری، و در کدوم حوزه حاضر فنا بیشتر از یک ماه وقت بذاری.

در غایت، یکی‌از اون ناحیهها بالاخره تو دل تو جا گشوده می‌کنه. اون‌جاست که می‌تونی بگی: «خب، درحال حاضر وقتشه تمرکز کنم، بدون شوخی‌خیس فراگیری ببینم، و وارد مسیر کسب درآمد احساس.» یادت باشه، هیچ مسیر صدق وجود نداره تا‌زمانیکه تجربیات‌اش نکردی و شایسته ترین طریق یافت کردن مسیر صحیح، استارت کردنه. خیر پندار کردن بی‌نقطه نهایی، خیر شک وتردید کردن، خیر مقایسه با سایر. تنها و تنها تکان.

تا اینجای مسیر، راجع‌به امتحان کردن مسیرهای متفاوت سخن زدیم. گفتیم که بایستی چندتا حوزه کاری رو تو یه برهه زمانی شش‌ماهه آزمایش کنی، تحقیق کنی کدوم یکی‌از حقیقتاً با روحیه‌ت جور درمیاد، کجاها شانس رویش داری، و چطور می‌تونی ازش درآمد استخراج کنی. ولی هم اکنون دفعه یه چیز اساسی‌تره. یه لحظه نفس عمیق بکش، آروم به خودت بنگر و به خودت عهد بده.

عهد بده که هنگامی اون ۶ ماه تموم شد، دیگه وقت تصمیمه. وقت انتخابه. وقت تعهده. وقتشه که بگی: «اینجانب مسیرمو پیدا کردم. حال می‌خوام بسازمش، حتی اگه هنوز بدون نقص بلدش نیستم. حتی اگه تهش هنوز مشخص و معلوم وجود ندارد. اما اینجانب پای این تعیین می‌مونم.»

قراره یکی‌از اون ناحیههایی که آزمایش کردی، به عمل مهم زندگیت تبدیل بشه. خیر صرفا یه سرگرمی زود گذر، خیر یه همت نیمه‌نصفه. قراره بگی «اینجانب طراح گرافیکم»، یا این که «اینجانب نرم‌افزار‌نویسم»، یا این که «اینجانب تولید کننده محتوای حرفه ای‌ام»، و آنگاه تا دستکم ۱۰ سال بعدی، خودتو وقف پرورش توی همون مسیر کنی.

قرار وجود ندارد همون روز نخستین بدرخشی یا این که نامبر وان اون حوزه بشی. البته اگه بدین تعیین پایبند بمونی، اگه هر روز یه گام کوچیک برای یادگیری، تمرین، و خوب شدن برداری، یه روزی میرسی به جایی که خودتم اعتقاد و باور نمی‌کنی. و اساسی‌خیس از کلیه اینه که تو داری یه مهارت حقیقی و واقعی رو با پوست و گوشتت حافظه می گیری، و ازش درآمد درمیاری. این یعنی استقلال حقیقی.

پس بیا، همین اکنون به خودت پیمان بده. خیر به اینجانب، خیر به سایر، تنها به خودت. که‌این ۶ ماه رو دورازشوخی میگیری. آزمایش می کنی. میجنگی. و آن گاه، تصمیم میگیری. و از اون لحظه، وارد مسیر ساختن آتی‌ات می‌شی. اگه حقیقتاً دورازشوخی‌ای؟ اگه مهیا‌ای شروع بزنی؟ همین اکنون تحت همین پست، توی کامنت‌ها بنویس:


کسانی که میخوان شغل تازه استارت کنن
درحال حاضر تا اینجا درخصوص بشر‌هایی سخن زدیم که یه تخصص یا این که مسیر کاری داشتن اما وسوسه شدن مسیرشون رو تغییر تحول تن. ولی یه سبک دیگه هم است، که اتفاقاً وضعیتش از دسته اولیه خیلی بدتره. کسایی که هنوز هیچ کاری استارت نکردن. کسایی که شاید ۴ یا این که ۵ ساله صرفا دارن اندیشه می‌کنن، تنها دارن پژوهش می‌کنن، صرفا دارن ویدئو می‌بینن، عصر تصویب‌اسم می‌کنن، پیج انگیزشی دنبال می‌کنن، البته هنوز یه گام حقیقی و واقعی برنداشتن. هنوز نمی‌دونن دقیقاً قراره چیکار کنن. هیچ استارتی نزدن. هیچ‌چیز رو حتی تا نیمه طراحی سایت در مشهد هم پیش نبردن.

اینجانب بارها دیدم انسان‌هایی رو که می‌گن از ۱۸ سالگی دارن دنبال این می‌گردن که «چی فعالیت کنم فئودال حس؟» الان ۲۳ سالشه، یا این که ۲۵ سالشه. اما هنوز داره همون پرسش رو می‌پرسه! یعنی ۵ تا از مهمترین سال‌های زندگیش قبل، فارغ از اینکه حتی یه پروژه کوچیک رو شروع بزنه، یه مسیر رو دورازشوخی پیگیری کنه.

تو این ۵ سال می‌تونست بارها و بارها ناکامی بخوره، بارها تغییر تحول مسیر بده، البته دست‌کم یه چیزایی خاطر بگیره، چندتا مهارت گردآوری کنه، یه شناختی از خودش پیدا کنه. اما زیرا هی تنها معطل اون “ایده طلایی” بوده، اون “کار خاص”، یا این که اون “مجال رویایی”، عملاً هیچ‌چیزی به دست نیاورده.

ببین، تعیین مسیر خطا قابل اصلاحه. عوض کردن مسیر قابل جبرانه. حتی ناکامی هم قابل بازسازیه. اما وقت تلف‌گردیده، قابل جبران وجود ندارد. شما زمانی ۵ سال صرفا در درحال حاضر تفکر کردن بودی و کاری نکردی، هیچ‌چیز تو زندگیت جنبش نکرده. و این ترسناک‌ترین شرایط ممکنه. زیرا داری سال‌های طلایی‌ت رو صرف در انتظار بودن میکنی. در انتظار اینکه یه‌روزی یهو تمامی‌چی پر‌نور شه، یهو بفهمی قراره چیکار کنی. در شرایطی که که اینطوری وجود ندارد. جوابا توی تکان کردنه، توی تجربیات کردنه، خیر توی نشستن و پندار کردن و در انتظار موندن.

و این دقیقاً اون نقطه‌ایه که بایستی دور از شوخی بشینی با خودت درنگ کنی که حقیقتاً هنوز بایستی شکیبایی کنم؟ یا این که وقتشه یه کاری (هر کاری) رو از یه جایی آغاز بزنم؟ زیرا حتی اگه نادرست بری، دست کم در مسیر تجربیات می کنی، خاطر می گیری، میفهمی چی برات خوبه و چی خیر. البته اگه هیچ کاری نکنی، صرفا حسرت می‌مونه. حال بریم سراغ ادامه‌ی گفت و گو، زیرا این قضیه جدید داره داغ می‌شه.

سفارش اینجانب چیه؟
در شرایطی که جزو اون گروه‌ای هستی که هنوز نمی‌دونه مسیر شغلیش چیه، یااینکه با خودش می‌گه «اینجانب به چه کاری عشق دارم؟ تو چی می‌تونم پیروز بشم؟» و این سؤال‌ها زمان‌هاست ذهنت رو سرگرم کرده، اینجانب یه سفارش خیلی عملی و معمولی برات دارم.

به‌به جای این که این سؤال‌ها رو هی تو ذهنت بچرخونی و آخرش هم هیچ جوابی پیدا نکنی، بیا یه توشه برای مدام بهش زمان تجربیات بده. خیر با رویاپردازی، خیر با استینافِ بی‌نقطه پايان، بلکه با آزمایش حقیقی. اولیه از کلیه، چهار تا پنج عدد حوزه کاری گوناگون رو تعیین کن. حیطههایی که بهشون عشق داری یا این که حتی صرفا مقداری کنجکاوی نسبت بهشون داری. ما یحتاج وجود ندارد قطعاً توشون تخصص داشته باشی. اساسی اینه که شم کنی شاید قیمت آزمون کردن رو دارن. به عنوان مثالً:

اپلیکیشن‌نویسی
پیاده سازی گرافیک
ترید و بازارهای مالی
ساخت‌و‌ساز محتوا
فروش آنلاین یا این که رئیس پیج
یا این که حتی شغل های فنی‌خیس مثل تعمیرات، عکاسی، پیاده سازی صنعتی و…
فرقی نمی‌کنه چی باشه، صرفا ترجیح اینجانب اینه که آنلاین باشه، خیر تنهاً آفلاین؛ زیرا تو این عصر‌ زمونه، فعالیت‌های آنلاین هم امنیت بیشتری دارن هم مقیاس‌پذیرترن. سپس بیا برای خودت یه نرم‌افزار‌ی ۶ ماهه بچین. بگو: «اینجانب توی این ۶ ماه، هر ماه رو به یک کدام از این منطقهها تخصیص می‌دم. هر ماه صرفا با دقت روی یک مسیر.»

حال تو اون یک ماه بایستی چی عمل کنی؟ بایستی واردش بشی. خیر تنها با خوندن و دیدن ویدئو، بلکه با فعالیت. برای مثالً اگه انتخابت پیاده سازی گرافیکه، یه برنامه رو تعیین کن، فراگیری ببین، باهاش شغل کن و حتی یه پروژه‌ی کوچیک (حتی ساختگی) اعمال بده. اگه تریده، یه اکانت دمو گشوده کن، آزمایش کن، نمودار ببین، بازار رو احساس کن. اگه نرم‌افزار‌نویسیه، یه لهجه رو تعیین کن و استارت کن به کدنویسی و ساختن چیزای معمولی. خلاصه صرفا نگاه مکن، انجامش بده.

در کنارش، مطلقاً وارد جامعه‌ای شو که انسان‌های اون حوزه توش فعالن. برو تو دسته‌های تلگرامی یا این که دیسکوردی، تو فروم‌ها، یا این که تو پیج‌های مرتبط شغل کن. ببین انسان‌هایی که حقیقتاً دارن اون کارو اجرا می‌دن، ازش راضی‌ان؟ درآمد دارن؟ معضل‌هاشون چیه؟ آیا تو اون محیط احساس نیکی داری؟ دوست داری مکان اون‌ها باشی؟

در طی این ۶ ماه، تو در واقع داری ۵ یا این که ۶ مسیر شغلی رو به صورت حقیقی وواقعی تجارب میکنی، خیر صرفا تصورشون. و خیلی زود، بعداز این مقطع‌ی شش‌ماهه، خیلی روشن‌خیس میفهمی که به کدوم مسیر عشق داری، تو کدوم یک کدام از شانس رویش و پول‌سازی بیشتری داری، و در کدوم حوزه حاضر فنا بیشتر از یک ماه وقت بذاری.

در غایت، یکی‌از اون ناحیهها بالاخره تو دل تو جا گشوده می‌کنه. اون‌جاست که می‌تونی بگی: «خب، درحال حاضر وقتشه تمرکز کنم، بدون شوخی‌خیس فراگیری ببینم، و وارد مسیر کسب درآمد احساس.» یادت باشه، هیچ مسیر صدق وجود نداره تا‌زمانیکه تجربیات‌اش نکردی و شایسته ترین طریق یافت کردن مسیر صحیح، استارت کردنه. خیر پندار کردن بی‌نقطه نهایی، خیر شک وتردید کردن، خیر مقایسه با سایر. تنها و تنها تکان.

تا اینجای مسیر، راجع‌به امتحان کردن مسیرهای متفاوت سخن زدیم. گفتیم که بایستی چندتا حوزه کاری رو تو یه برهه زمانی شش‌ماهه آزمایش کنی، تحقیق کنی کدوم یکی‌از حقیقتاً با روحیه‌ت جور درمیاد، کجاها شانس رویش داری، و چطور می‌تونی ازش درآمد استخراج کنی. ولی هم اکنون دفعه یه چیز اساسی‌تره. یه لحظه نفس عمیق بکش، آروم به خودت بنگر و به خودت عهد بده.

عهد بده که هنگامی اون ۶ ماه تموم شد، دیگه وقت تصمیمه. وقت انتخابه. وقت تعهده. وقتشه که بگی: «اینجانب مسیرمو پیدا کردم. حال می‌خوام بسازمش، حتی اگه هنوز بدون نقص بلدش نیستم. حتی اگه تهش هنوز مشخص و معلوم وجود ندارد. اما اینجانب پای این تعیین می‌مونم.»

قراره یکی‌از اون ناحیههایی که آزمایش کردی، به عمل مهم زندگیت تبدیل بشه. خیر صرفا یه سرگرمی زود گذر، خیر یه همت نیمه‌نصفه. قراره بگی «اینجانب طراح گرافیکم»، یا این که «اینجانب نرم‌افزار‌نویسم»، یا این که «اینجانب تولید کننده محتوای حرفه ای‌ام»، و آنگاه تا دستکم ۱۰ سال بعدی، خودتو وقف پرورش توی همون مسیر کنی.

قرار وجود ندارد همون روز نخستین بدرخشی یا این که نامبر وان اون حوزه بشی. البته اگه بدین تعیین پایبند بمونی، اگه هر روز یه گام کوچیک برای یادگیری، تمرین، و خوب شدن برداری، یه روزی میرسی به جایی که خودتم اعتقاد و باور نمی‌کنی. و اساسی‌خیس از کلیه اینه که تو داری یه مهارت حقیقی و واقعی رو با پوست و گوشتت حافظه می گیری، و ازش درآمد درمیاری. این یعنی استقلال حقیقی.

پس بیا، همین اکنون به خودت پیمان بده. خیر به اینجانب، خیر به سایر، تنها به خودت. که‌این ۶ ماه رو دورازشوخی میگیری. آزمایش می کنی. میجنگی. و آن گاه، تصمیم میگیری. و از اون لحظه، وارد مسیر ساختن آتی‌ات می‌شی. اگه حقیقتاً دورازشوخی‌ای؟ اگه مهیا‌ای شروع بزنی؟ همین اکنون تحت همین پست، توی کامنت‌ها بنویس:

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 765
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 2
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 92
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 471
  • بازدید ماه : 791
  • بازدید سال : 3867
  • بازدید کلی : 130986
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی